با جاری صلابت اعصار(4)
29) امیرالمؤمنین علیه السلام میفرمود: «در میان بازاریان و اهل معامله، انسان خبیث و طمّاع بسیار است، پس بر نرخها نظارت کنید، و نگذارید مردم زیر ساطور قصّابى این جلاّدان پول پرست و بى وجدان قیمه قیمه شوند»38
30) امیرالمؤمنین علیه السلام دربارة کارکنان و کارگزاران و قاضیان حکومت اسلامى اینگونه بود که هرگاه، خطا یا دزدى کنند، یا رشوه بگیرند، آنان را به بدترین صورت افشا کند. روش حکومت اسلامى این است. و در بخش نامههاى نهج البلاغه (بخش دوم)، به این نامه هاى تند و افشاگرانه ـدر چندین موردـ برمیخوریم. غیر از این یعنى ماستمالى کردن جنایات اشخاص، به ملاحظة نظام، یا لباس، یا آبروى نظام، هرچه باشد ضدّ اسلام است. آیا امیرالمؤمنین علیه السلام ، که آنگونه افشاگرى میکرد آبروى اسلام و نظام اسلامى را دوست نداشت. اینها حرف مفت است و دنیا خواری… و باند بازی…
و سر انجام، این امیرالمؤمنین علیه السلام بود که میفرمود: باید حاکم اسلامى به کسانى که حرف حق میزنند ـاگر چه تلخ باشدـ بیشتر احترام بگذارد، کسانى که به عملکردهاى نادرست روى خوش نشان نمیدهند، و میگویند و مینویسند و مخالفت میکنند. اینان مرزبانان راستین دین خدا، و باروهاى استوار اجراى عدالتند. باید حاکمیت در برابر اینان خضوع کند، و مرتفعترین سکّو را براى «فریاد عدالت»، در اختیار آنان بگذارد، آری، چنانکه 40سال پیش در کتاب «سرود جهشها» نوشتهام،متأسّفانه باز هم باید همان سخنان را تکرار کنم.
اجتماعى که میدانها و معابرش (با وجود همه گونه ظلم و رانت خواری، و چپاول گری، و آقا زاده پرورى و حاشیة امن سازی، و رشوهگیرى و حق کشی، همچون گورستانهاى کهنه، پر از پیکرهاى بیصداست قابل سکونت نیست.
مردم باید یک صدا و با نیّت خالص، نه با اغراض شخصى یا اهداف مرموز، به «امر به معروف» و «نهى از منکر» بپردازند، و ابتدا مقامات بالا را ـچنانکه امیرالمؤمنین علیه السلام سفارش کرده استـ امر به معروف و نهى از منکر کنند، وسپس بازارها و دادگاهها را. که اُمُّالفساد و ویران کنندة بنیاد هر جامعه، و ضایع کنندة ارزشهاى دینی، و سست کنندة مردم نسبت به دین، و سامان گُسلِ آرمانهاى نسل جوان در هر جامعه، دو چیز است.
1. اقتصاد فاسد.
2. قضاوت فاسد.
و هر دو سر در آخور هم دارند.
و این بود سخنى ـبکوتاهیـ دربارة «مرزبان بزرگ قرآن»، «وجدان انسانیّت قرون»، و «جاریِ صلابت اعصار»…
اللهم إنّک تعلم أنّا لا نرید ـو انت الشاهد الحقّـ إلا أن نردّ المعالم من دینک، و نظهر الاصلاح فى بلادک، و أن یأمن المظلومون من عبادک، و أن یقوم الناس بالقسط … فیعبدوک و لا یشرکوا بک شیئاً ـ و لا حول و لا قوّة إلا باللّه العلى العظیم.
اربعین1422
1. نثر، سیروس طاهباز، برگزیدة آثار نیما یوشیج /265، انتشارات بزرگمهر، تهران (1369ش).
2. la derniere volonte de اMahomext ne fut point executee Il avait nomme ali...ب
Oeuvres. completes، volxi، p.209، louis Maland.
نیز حماسة غدیر/30.
3. سرود جهشها/34 ـ 35 چاپ نهم.
4. نهج البلاغة/51.
5. شیخ طوسی، التّهذیب، 6/154؛ الحیاة،6/359.
6. مائده، 5/3.
7. شمار اصحاب پیامبر اکرم صلى الله علیه و آله و سلم، که در صحنة غدیر حاضر بودهاند، حتى به روایات بسیار فراوان برادران اهل سنّت، بسى بیش از 100 هزار تن بودهاند. الغدیر،ج 1.
8. احادیث متواتر «ثقلین»، در مآخذ معتبر سنى و شیعه.
9. نهج البلاغه/1025.
10. کافی،8/360 ـ 362؛ بحار، 8/392 ـ 394 (چاپ کمپانى)؛ الحیاة،6/142.
11. نهج البلاغه/663.
12. همان/966.
13. ابن شهر آشوب مازندرانی، مناقب/108.
14. غرر الحکم/29؛ الحیاة،6/400.
15. نهج البلاغه/839.
16. دعائم الاسلام،2/538؛ الحیاة،6/409 ـ 410.
17. نهج البلاغه/957.
18. مناقب، 2/98.
19. همان/72.
20. عوالى اللئالی، 2/343،ح5.
21. فروع کافی، 7/188 ـ 189.
22. نهج البلاغه/886.
23. همان/52.
24. وسائل الشیعة، 11/49.
25. غرر الحکم/30؛ الحیاة،6/404.
26. نهج البلاغه/1304.
27. همان/121.
28. همان/1200.
29. کافی،8/32.
30. نهج البلاغه/1137.
31. کشف الغُمّة،1/113،چاپ بیروت.
32. نهج البلاغه/1184.
33. مناقب،2/112.
34. تحف العقول/130، چاپ بیروت.
35. مستدرک نهج البلاغه/111، تألیف علاّمه شیخ هادى کاشف الغطاء نجفى.
36. نهجالبلاغه، عهد نامه.
37. همان.
38. همان.
فصلنامه بینات > شماره 28 > با جارى صلابت اعصار
( 17 صفحه - از 30 تا 46 )